به انجمن خوش آمدید
انجمن علمی و تفریحی دوستان

کاربران تگ شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیر بازنشسته
    انجمن علمی وتفریحی دوستان

    همیشه اخر"وفاداری" پشیمانیست......!!!

    Sony Xperia S

    FirefoxApple-Blue Norton

    انجمن علمی وتفریحی دوستان انجمن علمی وتفریحی دوستان انجمن علمی وتفریحی دوستان انجمن علمی وتفریحی دوستان انجمن علمی وتفریحی دوستان انجمن علمی وتفریحی دوستان انجمن علمی وتفریحی دوستان انجمن علمی وتفریحی دوستان انجمن علمی وتفریحی دوستان انجمن علمی وتفریحی دوستان انجمن علمی وتفریحی دوستان
    پسندشده های دریافتی
    11671
    پسندشده های ارسالی
    7032
    تاریخ عضویت
    Aug 2012
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    33,291
    سپاس ها
    24,358
    سپاس شده 25,333 در 12,672 پست
    نوشته های وبلاگ
    550
    female
    Bitafavot

    ویترین مدال ها

    پیش فرض دانلودرمان آبرویم راپس بده برای موبایل و کامپیوتر

    دانلودرمان آبرویم راپس بده (جاوا،اندروید،ایفون،pdf،ایپ د،تبلت)

    نوشته moon shineکاربرنودهشتیا

    نویسنده رمانهای: دنیاپس ازدنیا..غرب وخشی قتل سپندیار…مانی ماه…..پیله ات رابگشا..به نجابت مهتاب…رج زدنهای زندگی…گادفادر

    انجمن علمی وتفریحی دوستان

    سخن نویسنده رمان

    این روزها همه چی عوض شده ..یادمه زمون ما حتی دوست پسر دوست دختر بودن هم ننگ بود وگناه کبیره ..اون زمان حتی اگه با یه پسر نامحرم دست میدادی… میشدی هرزه وفاسد ونااهل و…عقوبتت میشد تف ولعنت ..
    وحالا تو این زمان ..این مشکل دوست دختر… دوست پسر داشتن حل که نشده هیچ ..صد درصد بدتر شده …
    حالا بعضی…( توجه کنید) …بعضــــــــی ..دخترها با کلی پسر دوست که میشن هیچ …دست میدن وروبوسی که میکنن هیچ …تو بغل بی اف هاشون که میرن هیچ …بلکه کارهایی میکنن که یه وقتهایی منِ زن …منِ مادر …من همسر از غرایزی که خدا تو وجود انسان به ودیعه گذاشته حالم بهم میخوره ..
    این داستان رو برای اونهایی مینویسم که نمیدونن با دراختیار گذاشتن خودشون دربرابر تمام تمایلات ریز ودرشت شهوانی خودشون ودوست پسرهاشون چه بلایی به سرشون میاد …
    این داستان رو از دل اون کسائی مینویسم که یه زمانی فکر میکردن اگه همهءدار وندارم رو دراختیار به اصلاح دوست پسرم یا عقشم بذارم اونوقته که پیشش ارج وقرب پیدا میکنم…
    خیلی از این رابطه ها انی هستن ..زودگذر وسریع ..پیش همن وبعد از یه مدت همه چی تموم میشه
    ولی بعضی ها فکر میکنن نه ….این مرد قراره یه روزی شوهر من بشه ..چرا جلوی رابطمون رو بگیرم ..
    بزار باهاش باشم چه فرقی داره چهار تا کلمهءعربی بینمون بخونن ومن قبلتُ بگم یا نه …
    من ودوست پسرم ..من ومرد اینده ام بالاخره مال همیم… پس دم رو غنیمته

    این جور ادمها اگه شانس بیارن که بعد از یه مدت رابطه …..اون مرد از زندگیشون خارج میشه ودیگه هم نمیبیننش ..
    ولی یه وقتهایی هم خدا راهی رو که دوست دارن جلوی پای این دخترها میذاره ..اینکه با همون مرد ازدواج کنن ..حالا باید دید این زندگی به کجا میرسه

    نثر نوشتنم یه جورهایی شبیه به رج زدن هاست یه جوری حال وهوای دلم بدجوری گرفته بود
    به خاطر همین همون جوری مینویسم ..اوایل داستان مطمئنا اعصابتون خرد میشه ..ومن از قصد این طور مینویسم
    که اگه یه نفر ..فقط یه نفر شرایط بالا رو داشت ومیخواست همچین بلایی سرزندگیش بیاره بخونه ورفتارش رو درست کنه …ولی قول میدم درنهایت اخر داستان خوب تموم بشه ..

    خب بریم سرخلاصه ..
    اُرکیده نجفی یه دختر تحصیل کرده است ..یه دختر که تو نازو نعمت بزرگ شده وهمه چی داشته ..حتی ازادی بیش از حد ..وتواین بین با سپهرصولتی اشنا میشه ..عاشق میشه… دلباخته اش میشه وکم کم اون چیزی که نباید بشه میشه ..رابطه ای شکل میگیره که حداقل سرنوشت ارکید رو به لجن میکشه ..ارکید ناخواسته پا تو زندگی ای میذاره که نمیدونه خودش اون رو انتخاب کرده یا سپهر ..
    ارکید حامله میشه ولی خونواده ها کم کم میفهمن بچه رو سقط میکنه همه چی بهم میریزه ودرنهایت ارکید با سپهر ازدواج میکنه ..
    درنهایت هردو خوانواده… سپهر وارکید رو طرد میکنن ..برای سپهر مشکلی نیست ..اونقدر داره که با کمک کارخونه اش زندگیش رو بگذرونه …
    حالا سه سال از اون روزها گذشته ..ارکیده تو کارخونهءحاج رسولی مشغول به کاره ..
    تو این بین امیر حافظ… تک پسر حاج رسولی به خاطر سوء تفاهمی که پیش میاد بدجوری کمر به له کردن ارکیده میبنده …
    حالا باید دید ایا ارکیده میتونه به تنهایی با تکیه به مردی مثل سپهر از پس زندگیش وامیر حافظ مغرور بربیاد ..؟
    …پایان خوش..قشنگه توصیه میکنم همه ی دخترابخونن تا راحت گول حرفهای صدمن یه غاز دوست جنس مخالف رونخورن
    میدونم خلاصهءجالبی نیست …بیشتر خواننده رو میپرونه ولی اگه دیدم چیز بهتری به نظرم رسید عوضش میکنم ..
    نمیدونم از این داستان خوشتون میاد یا نه ..شاید تا اواسط داستان غم انگیز باشه ولی قول میدم داستان یه رویهءجالب رو پیدا کنه واز اون فضا بیرون بیایم


    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    [برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید برای عضویت در سایت بر روی اینجا کلیک بکنید]

    منبع: زمان آبرویم را پس بده | moon shine کاربر انجمن نودهشتیا

    موضوعات مشابه :

    ســـــــــگ"
 مظهر "وفــــــــاداریست" اما همیشه می گویند:
مثل "ســــــگ" پشیمانم....
گویا واقعا همیشه اخر"وفاداری" پشیمانیست......!!!

  2. کاربر روبرو از پست مفید ملکه دوستان سپاس کرده است .



 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدیدکنندگان با جستجوی این صفحه را مشاهده کرده اند

چیزی جستجو نشده است

انجمن علمی وتفریحی دوستان کاربران خواننده این موضوع : 2

کلمات کلیدی این موضوع

انجمن علمی وتفریحی دوستان مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  


سلام مهمان گرامي؛

مهمان گرامي، براي مشاهده تالار با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد